1) لطفا نکاتی از قرآن در رابطه با تربیت فرزند است، برایم توضیحی بفرمایید؟
در تربیت دینی فرزند از منظر قرآن، موضوعات متعددی را میتوان ذکر کرد که به اختصار برخی از آنها ذکر میگردد:
الف) هدایت اعتقادی فرزندان
«وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ؛ (به خاطر بیاور) هنگامى را که لقمان به فرزندش- در حالى که او را موعظه مىکرد- گفت: پسرم! چیزى را همتاى خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگى است.»[1]
2) وظیفة پدر و مسائلی را که از همان ابتدا(آستانه پدر شدن) در تربیت فرزند باید رعایت کرد را برایم بگویید؟
خانواده، نخستین محیط اجتناب ناپذیری است که کودک با آن تماس میگیرد. محیطی که کودک در آن چشم گشوده و تا سالیان متمادی تنها با خانواده خود در تماس است. در این محیط نیز پدر و مادر اولین کسانی هستند که مستقیماً در شکل گیری شخصیت و خلق و خوی کودک تأثیر دارند. فرزند شما با مشاهده رفتارتان می آموزد که چگونه: ابراز عشق و علاقه کند، خشم خود را کنترل نماید، غم و شادی خود را بروز دهد، به دیگران احترام بگذارد، قانون مدار باشد، نظم و ترتیب درکار داشته باشد، به آیین دینی و مذهبی اهمیت دهد و مسئولیت پذیر باشد. پس باید بگوییم که پدر گرامی! فرزند شما همان خواهد شد که شما هستید. بنابراین مهمترین مسایلی که از همین شایسته است در نظر بگیرید عبارتند از:
گام اول: خودسازی برای اینک الگوی خوبی باشید. کسی که می خواهد پدر خوبی باشد و در تربیت نسل موفق شود، باید در مرحله اول خود را بسازد تا توانایی و لیاقت ساختن و تربیت دیگری را داشته باشد.
3) شیوههای تربیت دینی چگونه است؟
توجه و اهمیت به مسایل دینی و سوق دادن خانواده و اطرافیان در جهت پایبندی و حرکت در این مسیر از خواسته ها و دغدغه های هر فرد متعهد و متدینی است که می خواهد با به کارگیری راهکارها و شیوه های تربیتی، این مهم را تحقق بخشد تا اطرافیان او در سایه این پایبندی و التزام به مسائل دینی، زندگی توأم، با آرامش و آسایش معنوی و روحی و بدور از درگیری های فردی و اجتماعی هنجار شکن داشته باشند. برای آن که بتوانیم به بهترین سبک و شیوه به این خواسته دست یابیم لازم است توجه داشته باشیم که فرد مربی خود ساخته باید مبانی، اصول و شیوههای برگرفته از آن اصول و مبانی را بداند؛ با توجه به نامه شما به شکل نکتهای نکاتی در ادامه ذکر میشود:
1. برای تربیت افراد ابتدا بایستی آنها را خوب شناخت و به اقتضای سن و شخصیت آن ها، نسبت به آنها برنامهریزی تربیتی داشت. چرا که نحوه انتقال و بیان مطالب و دستورات دینی به تناسب هر سنی متفاوت خواهد بود.
4)مادر چه کند تا بچهای خوب نصیبش شود؟
پدر و مادر هر دو در تربیت فرزند و شکل گیری شخصیت وی نقش دارند، با این وجود نقش و تاثیر مادر بیشتر است، لذا باید مادر از همان دوران انعقاد نطفه یکسری مسائل را رعایت کند.
با اینکه انعقاد نطفه فرزند از پدر و مادر است، اخبار و احادیث به رقم خوردن سعادت و شقاوت فرزند در دوران جنینیکه فرزند در رحم مادر است اشاره کردهاند، چون سهم مادر در تربیت فرزند به مراتب از پدر بیشتر است. بچه از مادر تغذیه میکند و تمام موادی که در پرورش و رشد خود لازم دارد از مادر میگیرد. لذا سلامت و مرض، پاکی و ناپاکی مادر در جنین اثر مستقیم دارد، امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خوشا بحال کسی که مادرش با عفت و پاکدامن است.[1] با توجه به اهمیت دوران بارداری و نقش مادر در سلامت جسمی و روانی فرزند، در روایات به چند موضوع اشاره شده است:
5) چکار کنم که پسرم نماز خوان شود؟
اگرچه شما هیچ اطلاعاتی در مورد پسرتان، سن وی و دیگر خصوصیات شخصی و اخلاقی او ارائه ننمودهاید، تا ما با توجه به آن اطلاعات و بررسی وضعیتی که پسرتان در آن قرار دارد، پاسخ مناسبی را متناسب با پسرتان خدمتتان ارائه کنیم تا وی را به نماز خواندن ترغیب کنید اما با این حال، یکسری مطالب کلی خدمتتان ارسال میکنیم تا بتوانید با استفاده از آنها در نماز خوان کردن فرزندتان مؤثر واقع شوید.
6) شنیدهام که سورههایی از قرآن وجود دارد که اگر هنگام بارداری خوانده شود دارای تأثیر مثبت میباشد، اگر ممکن است بعضی از آنها را در اختیارم بگذارید؟
در روایات اسلامی، قرائت برخی از سورههای قرآن به زن باردار، توصیه شده که برای خود و حملش،مؤثر است از جمله:
1 . سوره مبارکه ذاریات، پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ میفرماید: اگر سوره ذاریات همراه زن حامله باشد یا بر او بخواند در آسان وضع حمل کردن مؤثراست.[1]
2 . سوره مبارکه فجر؛ پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ میفرماید: اگر زن حامله، این سوره را بخواند، خداوند فرزند مبارکی را به او عطا میکند.[2]
3 . سوره حجرات، پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ میفرماید: هر کس سوره حجرات را بخواند برای حفظ جنینش از خطرها و سقط مؤثر است.
4 . در برخی از نوشتهها و جزوهها درباره سفارش به زنان باردار آمده که تا چهار ماهگی 40 مرتبه سوره یس را بخوانید و کندور بخورید که برای هوش مفید است، مشهور است که کندور در زیاد شدن هوش کودک مؤثر است.
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ میفرماید: به زنان باردار خود کندور بخورانید که فرزند شما چون در شکم مادر با کندور تغذیه شود عقلش محکم میشود و اگر پسر باشد شجاع میشود.[3]
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1 . سید محمد نجفی یزدی، اخلاق در خانواده و تربیت فرزند، قم،انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1370 ش.
2 . محمدجواد طبسی، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1373 ش.
پاورقی ها:
[1] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق، ج 7، ص 25.
[2] . بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ج 4، ص 457.
[3] . ر.ک: حکیمی، محمد، القرآن ثوابه و خواصه، بیروت، دارالبیان العربی، بیتا، ص 93 ـ 124.
7) چه کنیم که فرزندمان از ترانه و چیزهای بد دور شود و به طرف قرآن و اعمال شایسته کشیده شود؟
خواهر گرامی!بسیار جای خوشحالی است که شما به وظیفه و نقش تربیتی خود در قبال فرزندتان توجه دارید. مهمترین و مقدسترین وظیفه هر مادر، تربیت فرزندان به خصوص تربیت الهی ومعنوی آنان است. نقش مادر در تربیت فرزند آنچنان مهم است که خداوند این وظیفة مقدس را در قدم اول به او واگذار نموده است. تحقیقات نیز نشان داده است که نقش مادر بسیار سازنده است. اگر مادران مؤمن و مخلص باشند فرزندان نیز در 90% موارد همانگونه خواهند شد و اگر سست ایمان و بیاعتقاد باشند، فرزندانشان هم مانند آنها تربیت میشود.
با توجه به نقش مهم و سازندهای که شما در تربیت فرزندتان دارید، راهکارهای زیر میتواند شما را در رسیدن به این هدف یاری نماید:
9) چگونه از کشش جوانان به ماهواره جلوگیری کنیم؟
ظاهراً منظور شما از ماهواره استفاده از شبکه های تلویزیونی مبتذل با فیلم ها و شوهای غیر اخلاقی است و الا خود ماهواره مانند اینترنت و تلویزیون و ... صرفاً ابزار است و آنچه اهمیت دارد، محتوای پیامی است که منتقل می شود. هر چند شبکه های ماهواره هم می توانند دارای برنامه های علمی و مفید باشند امّا بد نیست که بدانیم متاسفانه 90درصد، جوانان و کاربران اینترنتی از پایگاه های مبتذل آن استفاده می نمایند در حالی که سهم این پایگاه های مبتذل و غیر اخلاقی از کل پایگاه های اینترنت، 10درصد می باشد.[1]
11) چه چیزهایی از قبیل خوراک یا خواندن در دوران بارداری بر جنین اثر مثبت دارد؟
الف) رعایت مسائل معنوی در هنگام انعقاد نطفه
ما در روایات اسلامی داریم که از همان ابتدایی که زن و شوهری قصد برقراری رابطه زناشویی و بسته شدن نطفه رادارند، رعایت نکات و مسائلی خوب و مفید است که اثر مستقیم در روح و جسم بچه ای که قرار است خداوند به آنها عنایت فرماید دارد. حضرت امام صادق از امیرالمؤمنین ـ علیهما السلام ـ نقل می کنند که فرمودند: هر کسی اراده دارد که با همسرش رابطه برقرار کند بگوید بسم الله و بالله و بگوید خدایا شیطان را از ما و از چیزی که روزی ما می کنی، (که منظور فرزند می باشد) دور کن. بعد فرمودند: اگر خداوند به آنها فرزندی عطا کند شیطان نمی تواند به او ضرر بزند.
12) چگونه انتظار فرج و عشق به امام زمان(عج) را به کودکان آموزش دهیم؟
مقدمه:
آموزش مسائل مذهبی و ارزش ها و معرفی خدا و اولیاء الهی _ علیهم السلام _ به کودکان و به طور کلی آموزش مسائل فراحسی و مافوق مادی در سنین اولیة کودکی با استدلال عقلی ممکن نیست؛ چون آنها از لحاظ ساختار ذهنی به مرحله ای نرسیده اند که بتوانند این ها را درک کنند، اما اکنون که قوة استدلال قوی ندارد نباید دست از آموزش برداریم و کاری نکنیم. ما باید از راه دیگری غیر از استدلال عقلی خشک با آن ها کار کنیم. اکنون به مواردی در همین زمینه بپردازیم.
اباعبدالله علیه السلام مظهر شجاعت
موضوع : اباعبدالله علیه السلام مظهر شجاعت
قال الله تبارک و تعالی: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً»[1]
مقدمه
یکی از صفات و ویژگی های اباعبدالله علیه السلام که جا دارد ما بیشتر به آن توجه کنیم، و این صفت را برای خودمان معنا کنیم عبارت است از صفت شجاعت. شجاعت اباعبدالله علیه السلام و اصحاب و یارانش یک شجاعت بی نظیر و یک شجاعت قابل توجهی است، هم قبل از عاشورا و هم در روز عاشورا. امام حسین علیه السلام را بیشتر در عاشورا و واقعة کربلا می شناسیم؛ اما دربارة پنجاه و چند سال قبل از عاشورا از امام حسین علیه السلام راجع به عرفان و شجاعت و صفاتش کمتر صحبت کردیم. کتابی دیدم از یک نویسنده به نام امام حسین علیه السلام قبل از عاشورا، کتاب نسبتاً خوب و قابل استفاده ای بود، و شخصیت امام حسین علیه السلام را قبل از عاشورا بیان کرده بود. اکثر کتاب ها امام حسین علیه السلام را در عاشورا بیان می کنند؛ اما این نویسنده امام حسین علیه السلام را در صفین، جمل، زمان معاویه، زمان پدرش و حوادث قبل از عاشورا مطرح کرده است. وقتی می گویند شجاعت تصور ما خوب جنگیدن و خوب در مقابل دشمن ایستادن است؛ اما این یک معنای شجاعت است.
موضوع: اباعبدالله مظهر فضایل
قال الله تبارک و تعالی «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أوْ أنثی وَهُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً».[1]
مقدمه
دومین روز از ماه محرم است، روز ورود اباعبدالله به سرزمین کربلا است. روایتی از امام صادق علیه السلام عرض می کنم و می خواهم از این روایت دربارة وجود مقدس اباعبدالله و صفات و ویژگی های آن حضرت نتیجه بگیرم. همه می دانید که قلب و روح انسان تحت تأثیر عوامل بیرونی است؛ بعضی از آدم ها شیطان روی قلبشان نفوذ دارند و بعضی ها فرشته ها و ملائکه روی قلبشان نفوذ دارد، این ها را، قرآن میفرماید:«هَلْ أنَبِّئُکُمْ عَلی مَنْ تَنَزَّلَ الشَّیاطین»[2]؛ می خواهید به شما بگویم شیطان بر که نازل می شود؟ «تَنَزَّلُ عَلی کُلِّ أفّاکٍ أثیمٍ»[3]؛ آدم هایی که دروغگو هستند.«أفّاک»؛یعنی کذب، اهل صداقت نیستند؛و «أثیم» یعنی گنه کارند، شیطان بر این ها نازل می شود. البته شیطان در سه مرحله سراغ این آدم ها می آید؛ مرحلة اول او را وسوسه می کند، کنترل از راه دور دارد؛«إنَّ الشَّیاطینَ لَیْوحْونَ إلی أوْلیائِهِمْ»[4] از راه دور کنترل می کند و وسوسه می کند اگر دید با او راه می آید و حرف پذیری دارد بر او فرود می آید، می فرماید: تَنَزَّلُ الشَّیاطین، یعنی بر او نازل می شوند و در قلبش فرود می آیند، قرآن می فرماید: «فَهُوَ لَهُ قَرینٌ»[5]؛ همراهش می شود و هیچ جا او را تنها نمی گذارد. نقطة مقابل آن فرشته ها هستند، خدا در قرآن می فرماید: فرشته هم همین سه حالت را دارد: یا درود می فرستد و به قلب مؤمن الهام می کند؛ یا به او نازل می شود؛ «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ».[6] فرشته بر مؤمنین و آدم های صالح و متدین نازل میشود قرآن می فرماید: قلب انسان یا فرودگاه فرشته است: تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُاست، یا فرودگاه شیطان، می فرماید: «هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِین»، «تَنَزَّلُ عَلَى کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیم»؛یا شیطان وسوسه می کند یا فرشته الهام میکند. یا شیطان فرود می آید یا فرشته فرود می آید
راه دست یافتن به آرامش
راه دست یافتن به آرامش
«قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ.»[1]
مقدمه
بشر گمشده ای دارد که در طول تاریخ همواره به دنبال آن بوده است و آن مسألۀ آرامش، امنیت و اطمینان است. بشر از ناامنی، اضطراب، هیجان و تشنج گریزان است به همین دلیل همواره در پی راهی است که راه آرامش را به او نشان بدهد.
عمده ترین درسهای عاشورا؛ خشوع و تأثیر پذیری
موضوع : عمده ترین درسهای عاشورا؛ خشوع و تأثیر پذیری
«من الحسین بن علی الی محمد بن علی و من قبله من بنی هاشم أمَّا بَعْدُ فَکَأنَ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کَأنَّ الآخرَۀ لَمْ تَزَل»[1]
مقدمه
بحث ما در این جلسه در رابطه با درس ها و نکات و عبرت های عاشورا است. یکی از درس های مهمی که ما از عاشورا می گیریم، بحث خشوع و تأثیر پذیری است. اگر انسان از آیات قرآن، از کلام الهی و موعظه تأثیر نپذیرد، فقط بشنود اما عمل نکند، این خودش یک نوع گرفتاری است، یک نوع بیماری اخلاقی است
ویژگیهای دوران جوانی و جوانان
موضوع سخن: ویژگیهای دوران جوانی و جوانان
قال السجاد: إنَّ لِلْعَباسِ عِندَاللهِ عزّوّجلّ مَنْزِلَهً یَغْبِطُهُ بِهَا جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القیامَهِ.[1]
مقدمه
عباس تسلیم، یقین و وفایش بی نظیر بود. ایمان محکم، بصیرت کافی، و یقین داشت. شخصیتی که وقتی امام حسین آمد کنار بدنش، آن هنگامی که روی زمین افتاده بود به او خطاب کرد و فرمود:
اخی یا نورَ عَینی یا شقیقی فَلی قد کنتَ کالرُّکنِ الوثیقی
آیا قمَرَاً مُنیراً کنتَ عَونی؛
ای ماه نورانی حسین، تو پشتیبان من بودی تو مثل یک رکن وثیق و پشتوانة استوار برای حسین بودی.
امشب و فردا منسوب به این شخصیت است، با توجه به این که می دانید اباالفضل العباس و همچنین علی اکبر هر دو جوان بودند. نقل شده در کربلا اباالفضل 37 سال داشت و علی اکبر بین 18 تا 25 سال و بسیاری از شهدایی که در کربلا جانشان را فدا کردند جوان بودند، و در سنین نوجوانی و جوانی آمدند و این گونه کنار اربابشان جان دادند. من عرایضم را با توجه به این مناسبت و با توجه به این که حاضرین جلسة ما را غالباً جوان ها و نوجوان ها تشکیل می دهند، در دو قسمت تقدیم می کنم؛ قسمت اول ویژگی های دوران جوانی، و در قسمت دوم به زندگی قمربنی هاشم و حس مسئولیت او در برابر امام اشاره ای می کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العلمین والصلاة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد (صلی الله علیه واله وسلم) والصلاة والسلام علی إبن عمه (علی بن ابی طالب علیه السلام)؛
این عبارت آقای محمد بن ادریس شافعی را دیده اند که می گفت :
آل النبی ذریعتی؟ وهم الیه وسیلتی؟ ارجوا بهم اعطی غدا؟
بیدالیمنی صحیفتی .؟
{آل پیامبر(ص) واسطه من بین خدا و وسیله من در نزد خدا هستند . امیدوارم فردای قیامت به برکت آل محمد پرونده من به دست راستم قرار گیرد .}
{صواعق المحرقه ، ابن حجر ، ص178 و ینابیع الموده ، قندوزی حنفی ، ج2 ، ص468 .}
قبل از پرداختن به جواب لازم به ذکر است که سجده کردن بر خاک و گیاه و امثال آنها به معنای پرستش آنها نیست بلکه سجود و پرستش برای خدا به وسیلة خضوع تا حد افتادن بر خاک بر این امور انجام می شود.
همانگونه که اصل یک عبادت باید از جانب شرع مقدس بیان شود شرایط، اجزاء و کیفیت آنها نیز باید از طرف شارع به وسیلة پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ بیان شده باشد و خود حضرت فرمود: «همانگونه که من نماز می خوانم شما هم مانند من نماز بخوانید».[1]
اینک به فرازهایی از احادیث اسلامی که بیانگر سیره و سنت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ است می پردازیم که همگی حاکی از آن است که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ، بر خاک و بر روئیدنی های مانند حصیر سجده می نموده است و از سجده بر لباس و پارچه و امثال آن نهی نموده است، درست به همان شیوه ای که شیعه بدان معتقد است.
توسل از دیدگاه قرآن؛ سنت، صحابه
یکی از مطالبی که دست آویز وهابیها قرار گرفته و توسط آن هجمۀ شدیدی بر علیه شیعیان و پیروان اهل بیت علیهم السلام دارند، و این مسأله را مستمسک قرار دادهاند برای مشرک دانستن شیعیان و به دنبال آن محدور الدم دانستن آنها و واجب القتل دانستن آنها ، این است که میگویند : شیعیان معتقد به توسل هستند . با توجه به اهمیت این مطلب و با توجه به گسترش هجمۀ وسیع آنها در این روزها ، میخواهیم در قدم اول این مسأله را از دیدگاه قرآن بررسی کنیم؟ .
در رابطه با توسل از منظر قرآن
این که مسأله توسل به پیامبر گرامی یا به پیامبران ، یک امری است که ریشه در قرآن مجید و کتاب الهی دارد و خدای جلت عظمته مشروعیت توسل را برای همگان تثبیت کرده است؛
آیه دلیل این مطلب :
در سورۀ نساء (آیۀ 64) صراحت دارد و از محکمات قرآن است که میفرماید :
« وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا »
{آنان که نسبت به خود ظلم کردهاند ،استغفار کنند و از پیامبر اسلام بخواهند که او از خداوند برای آنها طلب مغفرت کند }.
یعنی متوسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بشوند و به واسطۀ نبی مکرم ، از خدای عالم برای گناهان طلب بخشش کنند .
چرا ما «شیعیان» در اذان و اقامه بعد از «اشهد ان محمداً رسولاللَّه صلى الله علیه و آله و سلم» «اشهد ان علیاً امیر المؤمنین علیه السلام ولى اللَّه» مىگوییم ولى اهل تسنن نمىگویند و به ما هم اعتراض مىکنند و سؤال مىکنند که «علىّ ولى اللَّه» (على علیه السلام ولى خدا است) یعنى چه؟
مگر خدا ولىّ دارد؟
پاسخ:
در فقه شیعه روایاتى وجود دارد مبنى بر این که هرگاه شهادت به توحید و رسالت حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم دادید، شهادت به ولایت حضرت على علیه السلام نیز بدهید و از مجموع روایات استفاده مىشود که شهادت و اقرار به یگانگى خدا و رسالت رسول خدا و ولایت و امامت امیر المؤمنین علیه السلام از یکدیگر جدا نمىباشند و بین آنها تلازم وجود دارد و غیر قابل انفکاک است، لیکن همان گونه که در توضیح المسائل مراجع آمده است، شهادت به ولایت حضرت امیر علیه السلام جزء اذان و اقامه نیست و ما «شیعیان» آن را به قصد جزئیت نمىگوییم بلکه در هر یک از اذان و اقامه بعد از شهادت به رسالت، یک بار به قصد تیمّن و تبرک، شهادت به ولایت نیز مىدهیم و مىگوییم «اشْهَدُ انَّ عَلیَّاً امیرُ الْمُؤمنیِنَ وَوَلىُّ اللَّه» و معناى آن این است که على علیه السلام از طرف خدا بر مردم امامت و ولایت دارد، همان گونه که محمد علیه السلام از طرف خدا بر مردم رسالت دارد «1».
شبهات الفاطمیه والرد علیها
«این الفطمیون»
مقدمه :
پیامبرمن همان است که نا بخردان وحسودان ازسرطعن.أبترش خواندند؛ لکن پروردگارش طعن حسودان. ناکام نموند و«کوثرش» عطا فرمود وکیست جز فاطمه علیها السلام لایق کوثربود؟ از وجدان نهفته دردرونت بازپرس که سرگذشت کوثر رسول خدا چه شد؟ هیچ خاطرات غم انگیزش راخوانده یاشنیده ای؟ هیچ صفحات زندگیش راورق زده ای وبرمظلومیتش اشک ریخته ای؟ آیا هیچ توانسته ای غم های فاطمه علیها السلام درسوگ پدرش رابه تصویر بکشی؟ آیا ناله های بیت الاحزان اورا به گوش دل شنیده ای؟ راستی چه شد فرجام او که جان پیامبرص بود وهستی حیدر؟
شبهه :
اگرفاطمه سلام الله علیها از شیخین«ابوبکر وعمر» خشمگین شد درآخرعمر ازآنها راضی شد؟
توضیح شبهه:
طبیعی است اگر وهابیت پبذیرند که حضرت زهرا ازشیخین خشمگین وغضبناک شده وباهمین حال از دنیا رفته است؛ اصل واساس مشروعیت خلافت آنها رازیر سؤال برده؛ چراکه این موضوع ثابت می کند تنها یادگار رسول خدا برترین بانوی دو عالم سرورزنان اهل بهشت باخلافت آنان مخالف بوده وطبق روایات صحیح السندی که در کتاب های خود آنان آمده رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها رضایت رسول خداست وخشم اوخشم رسول خدا می باشد؟ ازاین رو برای بوشش گذاردن بر این حقیقت؛ دست به کار شدن وروایتی جعل کردن وگفته اند:
طرح شبهه:
چگونه مىتوان باور داشت که با وجود علی (ع) در درون منزل، همسر او براى باز کردن در خانه برود! چرا خود علی (ع) براى بازکردن در نرفت؟
نقد و بررسی:
أوّلاً:
آن چه که از برخى از روایات استفاده مىشود: حضرت فاطمه سلام الله علیها نزدیک در ورودى منزل نشسته بود و با دیدن عمر و همراهان وى، در را به روى آنان بست.
مرحوم عیاشى در تفسیر، شیخ مفید در الإختصاص و... نوشتهاند:
قال: قال عمر قوموا بنا إلیه فقام أبو بکر وعمر وعثمان وخالد بن الولید و المغیرة بن شعبة وأبو عبیدة بن الجراح وسالم مولى أبی حذیفة وقنفذ وقمت معهم فلما انتهینا إلى الباب فرأتهم فاطمة صلوات الله علیها أغلقت الباب فی وجوههم وهی لا تشک أن لا یدخل علیها إلا باذنها، فضرب عمر الباب برجله فکسره، وکان من سعف، ثم دخلوا فأخرجوا علیا ( علیه السلام) ملببا....{1}
چرا امامان با این که می دانستند که چگونه و کی به شهادت
میرسند ، باز به محل شهادت خود می رفتند ؟
جواب :
این که پیامبران و ائمه علیهم السلام علم غیب داشتند ، از ضروریات مذهب حق است و با دلایل قطعی از کتاب و سنت و عقل قابل اثبات است ؛ از جمله میدانستند که کی شهید میشوند ، چه کسی آنها را به شهادت میرساند و ...
أدله امامت حضرت علی (علیه السلام)
اشاره: شیعه معتقد است که چون رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ازطرف خدای متعال حضرت علی (علیه السلام) رابه عنوان جانشین وامام بعد ازخود تعین کردوبه بیان های مختلف آن رااظهار نمود. تنها راه حق همین بود که مسلمانان امامت آن حضرت رامی پذیرفتن وشیعه این افتخاریعنی پذیرفتن گفتار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رادرباره جانشین خودرادارد وآنان که ازراه انتخاب؛خلافت وجانشینی شخص دیگرراپذیرفتند راهی غیرازراه رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) رادرپیش گرفته اند
دلیل های این مطلب :
(1) : حدیث یوم الدار
پس از گذشت سه سال ازآغاز بعثت؛خدای متعال پیامبر( ص) رامأمور ساخت که دعوت خود راآشکارسازد؛ وآیه (وأنذرعشیرتک الاقربین)(شعراآیه 214) دراین مورد نازل شد.پیامبر سران بنی هاشم راجمع کرد وفرمود : من خیر دنیا وآخرت را برای شما آورده ام. خداوند به من امرکرده است که شمارا به آن دعوت کنم .کدام یک ازشما مرا درنشر این آیین یاری می کند تا برادرووصی وجانشین من باشد؟ حضرت سه مرتبه این سخن را تکرارنمود ودرهربارتنها حضرت علی (علیه السلام) آمادگی خود رااعلان کرد؛ دراین موقع پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) گفت :{انً هذاأخی ووصییِ وخلیفتی فیکم}
(کتب اهل سنت : مسند احمدجلد1صفحه159،تاریخ طبری جلد2صفحه406)
حقانیت علی (ع) و جواز متعه
{مناظره سیدعبدالله شیرازی با مرد سنی}
در مکه معظمه بودم به کتابفروشیای که در نزدیکی «باب السّلام» بود، برای خریداری قرآن رفتم. در آن جا با یکی از دانشمندان باهوش اهل تسنن، ملاقات کردم. او چون دانست که من از علمای شیعه هستم، احترام شایانی از من نمود و پس سوالاتی از من پرسید. نخستین سؤال او این بود: شما شیعیان درباره این حدیث چه میگویید که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « لَوکانَ نَبیُّ غَیری لَکانَ عُمَر» ؛ اگر بنا بود بعد از من پیامبری بیاید، او عمر بن خطاب میبود!!»
گفتم: هرگز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین حدیثی را نفرموده است و این حدیث، جعل و دروغ محض است.
جواز جمع بین دو نماز
مناظره دکتر تیجانی با آیت الله صدر
اشاره:
میدانیم که اهل تسنّن انجام نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را پشت سرهم باطل میدانند، و میگویند: واجب است هر کدام از چهار نماز مذکور را در وقت خود خواند و بین نماز ظهر و عصر، فاصله انداخت و همچنین بین نماز مغرب و عشاء. دکتر تیجانی سماوی میگوید: من که سنّی بودم، بر همین اساس، نماز میخواندم و انجام نماز ظهر و عصر و همچنین نماز مغرب و عشاء را پشت سرهم باطل میدانستم. هنگامی که وارد نجف اشرف شدم، و با راهنمائی دوستم به محضر آیت الله شهید محمّد باقر صدر (ره) رسیدم، هنگام ظهر شد، آقای صدر به سوی مسجد روانه شد، من و حاضران نیز به آن مسجد رفتیم و مشغول نماز شدیم، دیدم آقای صدر بعد از نماز ظهر با فاصله اندکی، نماز عصر را خواند، من در شرائطی و در مکانی بودم که نمیتوانستم از صف خارج گردم، و این نخستین بار بود که نماز عصر را پشت سر نماز ظهر خواندم، ولی در فشار روحی بودم که آیا نماز عصرم درست است؟ آن روز مهمان شهید صدر (ره) بودم، فرصتی بدست آمد، در حضور آقای صدر بودم، پرسیدم: «آیا روا است که مسلمانی، دو نماز واجب را هنگام ضرورت با هم انجام دهد؟»
جواز نماز در کنار قبور
مناظره دانشمند شیعی با رئیس آمرین به معروف حجاز
یکی از علمای شیعه، در مدینه به مرکز تجمّع هیئت آمرین به معروف برای کاری رفت، در آنجا بین او و رئیس هیئت مذکور، گفتاری پیرامون بعضی از امور شیعیان به ترتیب زیر، به میان آمد:
رئیس: شما برای چه کنار قبر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ، نماز زیارت میخوانید، با اینکه نماز برای غیر خدا شرک است؟
دانشمند شیعی: ما برای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نماز نمیخوانیم، بلکه نماز را برای خدا بجا میآوریم، و ثواب آن را به روح رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نثار مینمائیم.
رئیس: نماز خواندن در کنار قبرها، شرک است.
چرا امام حسین ع خودش را در مهلکه مرگ انداخت با اینکه می
دانست کشته می شود؟
اینک این سؤ ال که از گذشته هاى دور مطرح بوده است خودنمایى مى کند که با علم و آگاهى به سوى شهادت رفتن و تن دادن به کشته شدن چه مفهومى دارد؟ مگر حفظ خون و حراست از جان آن هم خون پاک معصوم و جان عزیز امام واجب نیست ؟
چرا نام ائمه مستقیما در قران نیامده ؟
پاسخ :
ما از این سؤال چند جواب داریم :
جواب اول :
در قرآن کریم کلیات احکام و معارف آمده است ؛ ولی تفصیل و تشریح آن را به عهدۀ نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم گذاشته شده است ؛ چنانچه خداوند در قرآن کریم میفرماید :
وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . النحل / 44
و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم ، تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى ، و امید که آنان بیندیشند .
وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلَّا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ . النحل /64 .
و ما [این] کتاب را بر تو نازل نکردیم ، مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده اند ، براى آنان توضیح دهى .
عدهاى از اندیشهوران و محققان شیعى، معتقد هستند که امیر مؤمنان علیه السلام دخترى به غیر از حضرت زینب سلام الله علیها، به نام امّکلثوم از حضرت زهرا سلام الله علیها نداشته است و در حقیقت امّکلثوم، همان حضرت زینب سلام الله علیها است.
کسانى که فرزندان امیر مؤمنان از فاطمه زهرا را پنج نفر؛ یعنى امام حسن، امام حسین، محسن، زینب و امّکلثوم معرفى کردهاند، تنها به مضامین روایات نظر داشتهاند که در آنها گاهى نام زینب آمده و گاهى امّکلثوم. به همین سبب نام هر دو را آوردهاند؛ غافل از اینکه امّکلثوم کنیه زینب کبرى است؛ چنانچه این مطلب در بسیارى از کتب انساب شیعه ذکر شده است.
بر خلاف ادعاى اهل سنت که این دختر را فرزند امیر مؤمنان از فاطمه زهرا معرفى کردهاند، در هیچ روایتى از روایات شیعیان به این مطلب اشاره نشده است که این دختر فرزند امیر مؤمنان از فاطمه زهرا (سلام الله علیهما) بوده است؛ و تنها به این نکته اشاره دارد که دخترى به نام امّکلثوم که در خانه امیر مؤمنان زندگى مىکرده، به ازدواج عمر (آنهم به زور) در آمده و امیر مؤمنان پس از مرگ عمر، او را به خانه خود برگردانده است.
بنابراین مىگوییم: ممکن است که این دختر فرزند امیر مؤمنان علیه السلام باشد؛ اما از دیگر همسران آن حضرت. در نتیجه این توجیه احساسى که وى فرزند فاطمه زهرا (س) بوده است نیز کارگر نخواهد شد.
یا این که به احتمال زیاد و طبق اعتراف بزرگان اهل سنت، این دختر، ربیبه آن حضرت و دختر ابوبکر باشد.
اهل سنت براى اینکه ازدواج عمر و امّکلثوم را ثابت کنند، روایات ساختگى فراوانى را نقل کردهاند که از شنیدن و خواندن آنها عرق شرم از پیشانى هر مسلمان با غیرتى جارى مىشود.
ما از اهل سنت مىپرسیم: اثبات حسن روابط به چه قیمتى؟ آیا این قدر ارزش دارد که چنین روایاتى جعل و چنین تعابیر زشت و زنندهاى مطرح کنند؟
اهل سنت با مطرح کردن این روایات هم به رسول خدا و امیر مؤمنان علیهما السلام اهانت کردهاند و هم آبروى خلیفه دوم را ریختهاند.
ازدواج امّکلثوم با عمر عوارضى دارد که کمترین عارضه آن خیانت به ناموس رسول خدا توسط خلیفه دوم است، آیا اهل سنت این عوارض را مىپذیرند؟
با بررسى شخصیت دینى، اخلاقى و نسبى خلیفه دوم و مقایسه آن با شخصیت امّکلثوم، به این نتیجه مىرسیم که این دو از هیچ نظر با یکدیگر همشأن نبودهاند.
امّکلثوم دختر رسول خدا بود در دامان صدیقه شهیده بزرگ شده بود؛ اما خلیفه دوم (بنا بر اعتراف اهل سنت) دو سوم عمرش را در بت پرستى گذرانده و در دامان زنى همچون حنتمه بزرگ شده است.
اخلاق تند و خشونت ذاتى خلیفه دوم را عالمان بزرگ اهل سنت با صراحت نقل کردهاند؛ در حالى که امّکلثوم کودک خردسال و از خانوادهاى است که رعایت اخلاق و آداب اسلامى براى همه جهانیان اسوه بوده است:
امّکلثوم در خوشبینانهترین حالت هفت یا هشت سال بیشتر نداشته؛ ولى خلیفه دوم حد اقل پنجاه و هفت ساله بوده.واقعاً چه تشابهى بین این دو وجود دارد؟
ما این تشابهات را دسته بندى و دلیل عدم شأنیت خلیفه دوم را با امّکلثوم از دیدگاه اهل سنت بررسى خواهیم کرد.
اسم : جعفر
لقبها : صادق– مصدق – محقق – کاشف الحقایق – فاضل – طاهر – قائم – منجی – صابر
کنیه : ابوعبدالله – ابواسماعیل – ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام )
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ هجری
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال ۸۰ هجری ذکر کرده اند .
ادامه مطالب:
چهل حدیث کاربردی در دوره آخرالزمان از
قطب عالم امکان، حضرت ولی عصر (عج)
حکام تقلید
اجتهاد و تقلید
پرسش 1 . «اجتهاد» و «تقلید» به چه معناست؟
«اجتهاد» در لغت به معناى تلاش و کوشش تا سرحد توانایى است ؛ به گونه اى که با تحمل رنج و سختى همراه باشد. در اصطلاح فقه عبارت است از: «به کار بردن تلاش و کوشش خویش در راه به دست آوردن احکام شرعى از راه ها و منابعى1 که نزد فقیهان اسلام، معمول و متعارف است». در نتیجه مجتهد کسى است که بتواند احکام را از روى دلیل به دست آورد و طبق رأى و نظر خویش عمل کند.2
«تقلید» به معناى پیروى و دنباله روى است و در اصطلاح فقهى عبارت است از: «عمل کردن به آنچه مجتهد در مسائل شرعى فتوا مى دهد».
گفتنى است: اگر چه واژه تقلید به معناى پیروى بدون چون و چرا، خوشایند نیست ؛ اما در آموزه هاى فرهنگ اسلامى، مقلد کسى است که از حاصل تلاش علمى مجتهد استفاده مى کند و مسؤولیت درستى و نادرستى استنباط احکام را بر عهده مجتهد مى گذارد و چه بسا کاربرد واژه «تقلید» (برگرفته از «قلادة» به معناى گردن بند )، به این منظور باشد.
رسش 180 . هنگامى که روزه مى گیرم، به شدت بدنم سست مى شود و نمى توانم کارهایى مثل درس خواندن را انجام دهم، وظیفه من چیست؟
شرط ادامه تحصیل
پرسش 420 . هنگام ازدواج (در ضمن عقد ) با شوهرم شرط کردم که اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه را به من بدهد ؛ آیا اکنون مى تواند از شرط خود دست بردارد و اجازه ندهد؟
همه مراجع: خیر ؛ شما مى توانید بدون اجازه شوهرتان، به تحصیل ادامه دهید.1
ادامه تحصیل
پرسش 421 . مردى با دخترى دانشجو ازدواج مى کند ؛ آیا پس از آن، شوهر مى تواند او را از ادامه تحصیل باز دارد؟
همه مراجع (به جز نورى): اگر در ضمن عقد، شرط نشده که زن به تحصیل خود ادامه دهد و یا عقد بر طبق این شرط و توافق واقع نشده است، زن نمى تواند بدون اذن شوهر، از منزل خارج شود. در غیر این صورت، مى تواند به تحصیل خود ادامه دهد.2
آیه اللّه نورى: اگر تحصیل دختر باعث تضییع حق شوهر نباشد، مى تواند بدون اذن او، به تحصیل خود ادامه دهد.3
السلام علی الحسین الشهید
السلام علی علی بن الحسین
السلام علی اولاد الحسین
السلام علی اصحاب الحسین
السلام علی قلب زین الصبور